بنام خدا
حتی دلمم نگرفته بودم . اما خوشحالم نبودم . معمولیم نبود ، حالمو میگم . به درک / راه نبردیم به اکسیژن اب / برق از پولک ما رفت که رفت / ولی آن نور درشت ... گفتم بیام اینجا (کافی نت) محض ... محض معتدل کردن هوا ! هوای خودم . آره محض همین کار . بعد دیدم که اِ یه کاری ام دارم اینجا ! داشتم کم کم معمولی میشدم که خوب بشم و بعد هم شاید عالی ! دیدم که نه ... به درک / راه نبردیم ... نشد . دانشگاه آزاد (همه ی واحدا یا فقط تهران شمال ؟! نمیدونم!) یه برنامه گذاشتن ، برنامه ی نویسندگی "یک روز از زندگی من" یه چیزایی نوشتم ، اما کسی نبود نشونش بدم بخونه ببینه چطوره .
پارک ملت پارک ملت ! میتونین تصور کنین تو پاییز چقدر ... بگم قشنگه ؟! زیباست ؟! عالیه ؟! یا تیریپ رویایی بردارم بگم عاشقه ؟! - صدای سرفه - میدونی ، ما خونمون یه طوریه که از همه ور دنیا که بخوای بهش برسی هزار تا راه وجود داره براش ! واقعا میگم . یه چیز دیگه هم هست ، البته ربطی به اینایی که تا حالا گفتم نداره ، اما واقعا باور کن بدجور دلم میخواد کار کنم . خب کیه که بدش بیاد تو یه کتاب فروشی کار کنه ؟! هان ؟! گشتم . هیچ جایی برای من نیست . - صدای سرفه - نه که فک کنی محض کتاب فروشی . نه کلا دوست دارم کار کنم ، محض خاطر اینکه ... بگذریم . اینو تا نیست و نابودش نکردن گوش بدین ، نه که فک کنی محض خاطر صدای طرف گذاشتم یا مناسبتیه . همینجوری کلا ، خودم دارم گوشش میدم .
من که دوشنبه ها رو دوست داشتم ؛ لااقل ازاول این مهر ، دست کم از اون وقتی که قرار شد پرویز پرستوئی رو دوشنبه شبا ببینیم . حداقل از اون وقتی که مسافرانو روزای زوج میذارن . پس امروز چرا اینطوریم ؟! - صدای سرفه - نمیدونم . زندگی از یه مشت ارکان تکراری و یکنواخت تشکیل شده . که هیچ جوره خیال عوض شدن نداره . - صدای سرفه - صبح تو بخیر عزیز من / که ساعت حرکت قطار را به من اشتباه گفتی / تا یک روز بیشتر ... - صدای سرفه - .
محض یه بار عین آدم از ته ته ته دل خندیدنم خدا ! یه شب به خواب من بیا . باور کن باور کن باور کن هیچ چیزی از دنیا کم نمیشه . باور کن هیچ وقت هیشکی نمیگه : اِ چه خدایی . هر شب یه جاست ! ببین به خواب کیا میره . آخه اینم شد خدا ؟! - صدای سرفه - - صدای سرفه - - صدای سرفه - نه باور کن هیشکی اینو نمیگه . یه شب کم نیست اما نشدنیم نیست . یه شب بیا محض خاطر خیلی چیزا .
من ، میدونی ، تو کل کل کل عمرم دنبال دو تا چیز بودم - صدای سرفه - . یه دوست . یه معلم . آره ؛ همین دو تا . معلم تا دلت بخواد پیدا کردم . هیشکی نیومد بگه من معلم توام . من خودم معلم پیدا کردم . نادر ابراهیمی ، علی شریعتی ، جلال ال احمد ، -صدای سرفه - حافظ ! با این اسمایی که گفتم متوجه شدی که منظورم معلم جغرافی و اینا نیست دیگه ؟! معلم جغرافی بر حسب ضرورت معلمه ، نه بر حسب منش و مرامش . کدوم آدم هیجان انگیزی گفته معلمی شغل انبیاست ؟! - صدای سرفه - یادم نمیاد جایی خونده باشم انبیا واسه یه جلسه ارشاد مردم ساعتی هشتاد هزار تومن میگرفتن . نمیدونم . شاید مطالعم کمه . هیچکدوم از این معلمایی که گشتم برای خودم پیدا کردم زنده نبودن . نمیشد زنده دیدشون . من که خب قانعم . دوست اما ... . از همه چیز کمیاب تر . - صدای سرفه ، سرفه ، سرفه -
هیچ تقصیر درختان نبود / ظهر دم کرده ی تابستان بود / پسر روشن آب لب پاشویه نشت و عقاب خورشید ... یکی رو دیدم داشت درس گوش میداد ، فک نمیکردم ، هیچ وقت فک نمیکردم بشه اینجوری ام درس گوش داد ! خیلی قشنگ ! دستشو قائم نگه داشته بود ، چونه ش رو دستش . دست چپشم یه جوری قشنگ انحنا دار گذاشته بود رو دسته ی صندلی کناری . بعضی وقتا فک میکنم نمیشه این حقیقتو راحت و بی هراس نگفت / تنهاتر از همیشه ام ، از نفس افتاده ترین / بچه ی بچه ام هنوز ،ساده تر از ساده ترین .